به نام عشق

 

مدتهاست فکر نوشتن کتابی تازه ذهنم را به خود مشغول کرده و بیشتر اوقات این داستان دور و بر فکرم پرسه می زند ، داستانی که واقعی است و لحظه لحظه اش تجربه شده ، اما نه برای من بلکه برای یک دوست نزدیک که حالا دیگر نیست ...کجا هست مهم نیست ، مهم قصه زندگی پر تلاطم اوست که شاید درسی باشد برای آدمهای دیگر.

ترجیح دادم این داستان را در اینترنت منتشر کنم تا به صورت یک کتاب ...وصلاح بود که نام خودم هم مثل نام همه شخصیت ها ، مکانها مشاغل و...مستعار باشد.پیشاپیش اعلام میکنم:

کلیه اسامی ، مکانها و مشاغل مستعار و ساختگی است و هرگونه تشابهی صرفا اتفاقی می باشد.

این داستان ثبت شده و هرگونه کپی برداری به هر عنوان پیگرد قانونی خواهد داشت.

داستان بدون سانسور تقدیم می شود .

اتفاقات و گفتگوها به منزله تائید یا اشاعه آن نیست و تنها به منزله عبرت نگاشته شده است.

در پایان از توجه و پیگیری خوانندگان عزیز صمیمیانه تشکر می کنم و از همه دوستان دعوت می کنم تا بزودی اولین قسمت داستان(قصه عشق من) را در روزهای آتی مطالعه کنند.

 

                                                                     با تشکر و آرزوی موفقیت

                                                                          نارسیس رادمند